❤ عاشقانه های من ❤

می خوام چند خطی رو از یه مسافر بگم از یکی که منو به غم ها سپرد از یکی که شوق همسفر شدن رو توی چشمای من ندید


اونی که کنار من بود توی خوابه توی رویاس

بعضی شبها می شه غایب اما بعضی شبا پیداس

اونی که پناه من بود سنگر این تن خسته م

موج دریای نگاهش مرحم قلب شکسته م

توی خوابه تو سرابه اون دیگه توی خیاله

می گن اون برنمی گرده دیدنش دیگه محاله

اونی که پیدا می شد راه تو صدای مهربونش

منو گم کرده تو تقدیر ندارم ردونشونش

یه روزی جدا شد از من قصه از سفر شروع شد

سفری که گفت یه روزه اما دنیا زیرو رو شد

پاشو به جاده گذاشت و تا ابد شدش مسافر

رفت و با رفتنش این دل توی غم ها شده عابر

تو سرابه توی خوابه اون دیگه توی خیاله

می گن اون بر نمی گرده دیدنش دیگه محاله

آسمونی ،حالا می خوام بدونی بعد تو کی ام …

بعد تو یاری ندارم توی این دور و زمونه

واسه کفترای قلبم ناز چشمات آب ودونه

بعد تو کوهی از آهن جلوی نیگام می سازم

تا یه موقع بی نگاهت سمت خوشبختی نتازم

توی یه چهاردیواری می کنم من دلو زندون

بعد تو راه نمی دم من توی دل حتی یه مهمون

دیگه مطلق می کنم من شبُ توی قاب چشمام

بعد تو خاموشه قلبم روز و روشنی نمی خوام

عروس تنهایی می شه بعد تو این تن خسته م

می شکنه تاج غرورو می شینه تو حجله ی غم

بعد تو مث یه سایه همیشه اسیر راهم

هر چی ماه بهم بتابه بازم مث شب سیاهم

بعد تو تو خاطر من یه غروب سرخ وسرده

واسه یاد چشمای تو دلمو دیوونه کرده

می دونی بعد تو دیگه رو مزار دل می شینم

میون آینه ی اشکام لحظه ی مرگو می بینم

 

درد دلامو گوش بده ،میدونم صدای بارون واسه توام دل انگیزه اما این صدا خیلی آشناس آره همونه که با من هم نفسه

پره بارون پره دریا پره هم نفس سراپا

پره خاطره شکستن عهدو با فاصله بستن

پرم از شب و غم و درد کی تو رو ازم جدا کرد

آسمونی می دونم که خیلی وقته رفتی اما به خدا قسم باور قصه واسه من خیلی سخته

می دونم که می بینی وقتی بارون دوست داشتنی می شه

وقتی لحظه هام پر می شه از بغض پنجره

منم حاضرم

منم حاضرم….

اشک من همدرد و مرحم دوباره محتاجته دل

بیا دریا رو به پا کن دوباره میون ساحل

بزن این موج وبزن موج تا خدا دلش بسوزه

بدونه واسم مسافر گم شده س هنوز هنوزه

بزار تا دلش بسوزه که چرا منو فنا کرد

یه شبه هستی من رو با سفر ازم جدا کرد

حالا من موندم و قلبی که فقط تو خوابه زنده س

توی شاد ترین ترانه توی حسرت یه خنده س

به خدا ترانه هامو با غم دل می نویسم

بی تو شبگرد یه درده چشم بارونی وخیسم

می دونم یه ساله رفتی اما نه نه نمی تونم

دو تا دست مهربونو از خودم جدا بدونم

به خدا باور قصه واسه من سخته مسافر

می بینی مث غروبم واسه شب شدن یه حاضر

شاعر

 

 برچسب ها: 
      



*

code

آگهی

در مورد من و وبسایت و …

سلام

این سایت موضوع خاصی نداره هر موضوع و متن قشنگی ببینم مینویسم
دوس دارم بخونین
همین

با احترام

مـــَـجــــنــــونــــــــ

 

25 مرداد ماه93

به کانال تلگرامی ما بپیوندید

به کانال تلگرامی ما بپیوندید

ورود به سايت
آمار وب سایت

کاربران حاضر: 0

بازدیدکننده امروز: 1

بازدید امروز: 1

بازدید کننده دیروز: 88

بازدید دیروز: 486

کل بازدیدکنند‌گان: 550756

کل بازدید ها: 3836868