❤ عاشقانه های من ❤
مائده ی جان

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید

دست بدار از طعام مائده ی جان رسید

 جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست

 قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید

 روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست

 تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید

مولوی

 تاریخ ارسال: پنج شنبه, ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
بهار وجودم

به ظریفی گفتند، عیدتان مبارک
گفت: بهار، عید زمین است، نه عید من.
اگر باران علم بر من بارید

و آفتاب رحمت بر من تابید

و بذرهای فطرت نهفته در زمین وجودم، شکوفا شدند، فصل بهار وجودم فرا رسیده است.

 تاریخ ارسال: شنبه, ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
مهر با محرم گرامی !

http://s8.picofile.com/file/8307089776/14449090_100839343719254_70618195878215680_n.jpg
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

http://s9.picofile.com/file/8307089784/1409064622287514_large.jpg

 تاریخ ارسال: پنج شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۶   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
پروانه شدن

گفته بودم که

نکن پیله به من

چرخ فلک

پیله کردی

به من آنقدر که

پروانه شدم

علی نیاکوئی لنگرودی

 

 

 تاریخ ارسال: شنبه, ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
اُردیبهشت

نه سرمایش فزون از فصل کشت است

نه گرمایش غبارآلود و زشت است

زمین سرسبز صحرا پر طراوت

عروس ماه ها اُردیبهشت است

عمید رضا مشایخ

 

 

 تاریخ ارسال: شنبه, ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
امید

آدمهای منفی به پیچ و خم جاده می اندیشند

و آدمهای مثبت به زیباییهای طول جاده…

عاقبت هر دو به مقصد می رسند،

اما یکی با حسرت و دیگری با لذت !

از زندگی خود لذت ببرید

و قدر ثانیه های خود را بدانید.

زمان ارزشمند است و ما یکبار بیشتر زندگی نخواهیم کرد.

 

 تاریخ ارسال: دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
عشق

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم ، نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

 

مولانا

 تاریخ ارسال: دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
درمان سرما خوردگی با شلغم و عسل

این فصل،فصل سرماخوردگیه. درسته که بعضی وقتها از طریق ویروس سرفه های ازار دهنده به ما منتقل میشه و چاره‌ای نیست که تا پایان عمر ویروس صبر کنیم ،ولی این راه‌ حل معجزه کننده ،فوری ان را درمان میکند..


یه دونه شلغم بزرگ را تمیز شسته و سر و تهش رو بزنید. از سرش به اندازه یه کلاه بردارید و توش رو با قاشق چایخوری خالی کنید. مواظب باشید تهش سوراخ نشه. یه جوری خالیش کنید که یه لایه نازک تهش بمونه. بعد، حدود یه قاشق غذاخوری توش عسل بریزید. سرش رو خالی بذارید. سپس شغلم حاوی عسل رو توی یه استکان طوری قرار بدید که به ته استکان نرسه. یعنی به بدنه استکان گیر کنه.۵ ساعت صبر کنید.یا یه شب تا صبح، در کنار محلی که دمای آن کمی بیشتر از دمای اتاق باشد، مانند کنار شوفاژ ،قرار دهید،ملاحظه می‌کنید که اولا حجم عسل زیاد شده (به خاطر آب انداختن شلغم) و نکته مهم این که ته استکان،عصاره ای از ترکیب آب شلغم و عسل جمع میشود. همون یه قاشق جمع شده ته استکان، معجونی فوق العاده مفید برای . درمان سرفه های خشک، مزمن و آلرژیک میباشد،قبل ازخواب نوش جان کنید..میتوانید دو و یا سه عدد شغلم را هم زمان درست کنید و در سه نوبت استفاده کنید. در ضمن این کار تا دو مرتبه با همین شلغم امکان پذیر است و عصاره آن پس از دو بار دیگر به انتها می رسد.

نکته :اگر دسترسی به عسل ندارید میتوانید از شکر بجای عسل استفاده کنید..به این صورت هم خواص بالا را تا حدودی خواهد داشت .

بیشتر اوقات این معجون را درست کنید ، به غیر از اینکه از شر سرفه های خشک و مزمن را حت میشوید ، برای زدودن مسمومیت الودگی هوا بسیار مفید و نیز از انسداد مجاری تنفسی جلوگیری میشود و در ضمن مشکلات گوارشی، کبدی، را کاهش و درمان میکند ..حتما این روش را امتحان کنید تا معجزه ان را ببینید.

توجه:موقع خرید شغلم های را انتخاب کنید که کاملا سفت، سفید سالم، بدون زدگی و بدون لک باشند.معجون به دست آمده را بیش از ۴۸ ساعت نگهداری نکنید.امیدوارم با مصرف این شربت کم هزینه و پرسود، سلامتی به همه عزیزان هموطن هدیه گردد.

#درمان_سرماخوردگی #عسل #شلغم

 تاریخ ارسال: چهارشنبه, ۸ دی ۱۳۹۵   توسط: مــــــــجــــنــــونــــــــ   نظرات: ۰
یک پاره از مهتاب خوردم

دیشب دوباره بی تاب در بین درختان تاب خوردم

از نردبان ابرها تا آسمان رفتم

در آسمان گشتم

و جیب‌هایم رااز پاره‌های ابر پُر کردم

جای شما خالی !

یک لقمه از حجم سفید ابرهای تُرد

یک پاره از مهتاب خوردم

fotoya-ir_65766145-520x677

 تاریخ ارسال: یکشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۵   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
بازگشت به گذشته

بیا برگردیم به قدیم تر ها….

نه آنقدر دور که توی قحطیِ زمانِ احمدشاه بیوفتیم

نه آنقدر نزدیک که سیاهچاله یِ دیوارهایِ مجازی عشقمان

را قورت بدهــد….

حوالیِ دهه یِ شصت یا پنجــاه….

تویِ یک شبِ”برف تا کمــر باریده”

عقدمان را ببندند

دست به دستمان بدهندُ برویم پیِ زندگیمــان….

راستش

“دوستت دارم”هایِ با قابلیت ویرایشِ این زمان به دلم نمی چسبــد….

فاطمه صابری

 

 تاریخ ارسال: یکشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۵   توسط: ســـــہرآب_ســـــپہࢪے   نظرات: ۰
   

مطالب قدیمیتر»

   
تبلیغات

در مورد من و وبسایت و …

سلام

این سایت موضوع خاصی نداره هر موضوع و متن قشنگی ببینم مینویسم
دوس دارم بخونین
همین

با احترام

مـــَـجــــنــــونــــــــ

 

25 مرداد ماه93

به کانال تلگرامی ما بپیوندید

به کانال تلگرامی ما بپیوندید

ورود به سايت
آمار وب سایت

کاربران حاضر: 0

بازدیدکننده امروز: 28

بازدید امروز: 101

بازدید کننده دیروز: 101

بازدید دیروز: 465

کل بازدیدکنند‌گان: 427655

کل بازدید ها: 3225595